مجله

بیوگرافی کامل ایوب آقاخانی و همسرش |بررسی آثار+ تصاویر

ایوب آقاخانی: هیچ وقت رابطه ام با رادیو قطع نشد/ نقش های منفی جذاب تر هستند

بازیگر سریال «بیگانه ای با من است» گفت: مخاطبان نقش های منفی را از من دورتر می بینند. معتقدم همیشه نقش های منفی بسیار جذاب تر هستند و همیشه اگر دو نقش منفی و مثبت پیشنهاد شود اگر نقش منفی پرداخت خوبی داشته باشد، قطعا انتخابم منفی خواهد بود.

ایوب آقاخانی: هیچ وقت رابطه ام با رادیو قطع نشد/ نقش های منفی جذاب تر هستند

**خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: این شب ها سریالی با عنوان بیگانه ای با من است به کارگردانی مشترک احمد امینی و آرش معیریان و تهیه کنندگی بهروز مفید از شبکه دوسیما بروی آنتن می رود. سریالی که در کنار موضوع اصلی جا به جایی دو شخصیت با هم،‌ به زندگی تک تک افراد خانواده ای که کلیت داستان پیرامون آنها است ورود می کند.

ایوب آقاخانی در این سریال ایفاگر نقش «جاوید سنایی» است. داماد خانواده شهرابی و شوهر سمیه. او در کنار زندگی کاری که دارد دچار ماجراهایی پرچالش با همسر و خانواده همسرش می شود و کار به جایی می رسد که از یک شخصیت مثبت در ابتدای سریال کم کم فاصله گرفته و به نقشی به شدت منفی می رسد.

شاید اگر کارهای آقاخانی را در تلویزیون دنبال کرده باشید او را بیشتر در نقش های مثبت و کمتر منفی به خاطر داشته باشید اما او در این سریال توانمندی دیگری را از خود بر جای گذاشته است و نقش جاوید را با توجه به آنچه در فیلم نامه برایش نوشته شده است به تصویر کشیده و بازی کرده است.

آقاخانی در کنار بازیگری در تئاتر، سینما و تلویزیون در رادیو و تئاتر نیز کارگردانی آثاری را به عهده دارد و در این سالها تمرکز خود را روی تئاتر و رادیو گذاشته است. همچنین او در دانشگاه نیز فیلم نامه نویسی تدریس می کند. با او درباره نقشی که این شب ها در سریال «بیگانه ای با من است» بازی می کند و حضور در سریالی که به دو دهه قبل برمی گردد گفت و گو کردیم.  

** چطور شد که بعد از مدت ها با سریال «بیگانه ای با من است» به تلویزیون آمدید؟

-در اردیبهشت سال ۹۸ آقای امینی با من تماس گرفت و دعوت به همکاری کرد. در گذشته در سریال داوران با او همکاری کرده بودم و یکی از نقش های اصلی آن کار را بازی کردم بنابراین این نقش را نیز با اشتیاق پذیرفتم چون کارشان را دوست دارم و می دانم استادی کم نظیر است. برای همین در مورد آقای امینی درباره متن و فیلم نامه دقت نمی کنم در صورتیکه بقیه کارهای پیشنهادی را از همه نظر بررسی می کنم. فیلم نامه را که خواندم هم موقعیت جاوید در فیلم نامه هم نقش جاوید را خیلی دوست داشتم و در همان اولین روزها با آقای امینی به توافق خوبی رسیدیم.

هنر و رسانه
                                        
                                    
                                        
                                             / 
                                        
                                        
                                            
                                                رادیو و تلویزیون

آقای امینی گفت من وقتی فیلم نامه را می خواندم، دیالوگ های جاوید را با صدای تو می شنیدم و قاطعانه می گویم که این نقش برای تو بود و گفتم اگر تو نیایی ممکن است جاوید تعریفی پیدا کند که من خیلی دوستش ندارم. دوست دارم با اینکه شخصیتی منفی در فیلم نامه دارد اما ویژگی های انسانی اش بیرون بزند. همین صحبت هایی که بین ما رد و بدل شد باعث شد در این کار بازی کنم.

** برای تولید این سریال سختی هایی هم داشتید؟

-از جهت های مختلف کار دشواری بود از لحاظ تولیدی تاریخی بودن و اینکه قصه در دهه ۶۰ و ۷۰ می گذرد، کار پروژه را برایم پیچیده می کرد. چون باید بدانید من در کارهای مختلفی انجام می دهم و هیچ وقت ترجیح ندادم پروژه تصویری مزاحم کارهای تئاتری ام شود و جلوی آنها را به طور کامل بگیرد. برای همین موارد با همکاری های گروه تولید با برنامه ریزی پیش رفتیم هرچند تاثیر خود را گذاشت. الان که دارم سریال را می بینم و می دانم که مخاطبان سریال ما را دنبال می کنند خوشحالم.

رابطه بین مخاطب و تلویزیون ما نیاز به ترمیم دارد و در این شرایط اگر یک سریال دیده می شود من به عنوان عضوی کوچک از خانواده این بزرگ خوشحالم. سریالی که نگاه و روایتی جالب برای مخاطب دارد برای من خیلی محترم است. این سریال در جای خوبی از لحاظ میزان مخاطب ایستاده است.

** شما در این سالها کمتر در نقش منفی بازی کردید. برای ایفای نقش جاوید دچار چه چالش هایی بودید؟

-البته در تئاتر و سینما و تلویزیون نقش منفی بازی کردم اما به هر حال مخاطبان نقش های منفی را از من دورتر می بینند. معتقدم همیشه نقش های منفی بسیار جذاب تر هستند و همیشه اگر دو نقش منفی و مثبت پیشنهاد شود اگر نقش منفی پرداخت خوبی داشته باشد، قطعا انتخابم نقش منفی خواهد بود.

** به طور معمول ایفای نقش های منفی برای برخی از بازیگران جذابیت دارد. نقش منفی برای خودتان جذاب است یا مخاطب؟

-نه برای خودم جذاب است به این دلیل که احساس می کنم همیشه در نقش های منفی با آزادی عمل بیشتری می شود تکنیک بازیگری را به نمایش گذاشت. یعنی دامنه ای در اختیار بازیگر نقش منفی است که بسامدش نسبت به نقش مثبت وسیع تر است و من همیشه از وسیع بودن امکان عمل بازیگر استقبال می کنم. همیشه می گویم اگر کسی در فیزیک و چهره اش تعریف ناخواسته ای وجود نداشته باشد که ناگزیر به سمت نقش های منفی بروند، و بازیگر هم باشد و توانایی هایی هم داشته باشد،‌ بازی در نقش مثبت واقعا کاری ندارد. اما بازی کردن در نقش منفی که مخاطب هم دوستش داشته باشد و با او همدلی کند را ترجیح دادم.

هنر و رسانه
                                        
                                    
                                        
                                             / 
                                        
                                        
                                            
                                                رادیو و تلویزیون

** شما فعالیت های مختلفی در رادیو و تئاتر انجام می دهید. با توجه به اینکه این سریال در نکوهش دروغ است و سرنوشت افراد را نشان می دهد این موضوع چقدر برایتان مهم بود؟

-یقین بدانید بی تاثیر نیست. اما واقعیت این است که بیشتر به خاطر آقای امینی در این کار حضور دارم. سال ۹۷ نمایشی روی صحنه بردم و در فضای رسانه اعلام کردم که آنقدر از دروغ به سطوح آمدم نمایش شیروانی داغ را در مذمت دروغ در تماشاخانه ایرانشهر بروی صحنه بردم و استقبال خوبی هم از آن شد. وقتی خودم این دغدغه را دارم بدیهی است که دوست دارم طیف وسیع تری از مخاطبان که هموطنان عزیز من هستند با این دغدغه درونی من آشنا شوند. وقتی سریالی با این مضمون به من پیشنهاد می شوند قطعا دوست دارم و انگیزه ام بیشتر است تا کاری با این دغدغه انجام دهم. واقعیت این است که خیلی از پروژه های تصویری را قبول نمی کنم چون که فیلم نامه اغنا کننده ای ندارند.

** با این تفاسیر یعنی دغدغه امرار معاش ندارید؟

-شاید خیلی از دوستان مثل من وسواس ندارند و وضعیت اقتصادی خوبی نسبت به من دارند. اما خب من اینطور نیستم و به نسبیت وضعیت اقتصادی ام هم می بالم چون محصول ملاحظات من است و امیدوارم روزی آنقدر فیلم نامه ها خوب باشند که من ندانم کدام را انتخاب کنم. از سویی به این دلیل که در دانشگاه فیلم نامه نویسی تدریس می کنم، برایم مهم است چه فیلم نامه هایی را انتخاب می کنم. حتی چندی پیش دو سریال نمایش خانگی را رد کردم و در فیلم سینمایی «حرف آخر» که با بودجه محدودی هم ساخته شد نقش اصلی را بازی کردم و مطمئن باشید آورده مالی اش از آن سریال ها خیلی کمتر بود و خوشحالم در کاری بازی کردم که فیلم نامه اصول و دغدغه دارد و اتفاقا دغدغه اش با من نیز همسو است.

من خیلی حسودی می کنم به برخی از همکارانم که می توانند به راحتی کارها را قبول کنند. آنهم به این دلیل که برای خانواده ام خوب نیست و اگر این وسواس را نداشتم احتمالا در شرایط بهتری بودم اما خب خانواده نیز به این وسواس من احترام می گذارند. امیدوارم عملکردم با صحبت هایی که دارم هماهنگ باشد.

** فکر می کنید داستان جا به جایی دو آدم چقدر برای مخاطب جذابیت خواهد داشت؟

-این الگوی روایی این سریال تکراری است و هم در سینما و ادبیات داستانی از این دست داشتیم. معتقدم برای مخاطب جذاب است و به عنوان بازخوردی که از مخاطبان دریافت کردم این را می گویم. این سریال با وجود ضعفی که به نسبت نیازهای تولید در بودجه داشته است اما در میان مخاطبینی که علاقه مندی هایشان را در تلویزیون های دیگری دنبال می کنند،‌ مشابهت محورهای جذابیت زای آن جنس از آثار را با سریال خودمان از جنس سالمش غریب می بینم یعنی اینکه این سریال محورهایی برای خلق جاذبه در نظر گرفته که مورد علاقه مخاطب در شبکه های دیگر است و آنجا با ترکیب مسائل غیر اخلاقی و آب و رنگ و لعاب متنوع تری قصه را تعریف می کند اما اینجا ما با ملاحظات فرهنگی خودمان قصه ای را روایت می کنیم. اما اینکه اصولا جان داستان و روایت اثر به هر حال شمایلی دارد که سطوح مختلف و طبقه های گسترده تری از مخاطبان می توانند دوستش داشته باشند، تضمین می کند که مخاطب با وجود تکراری بودن الگوی روایت این سریال را جزو سریال های قابل اعتنای ذهنش قرار دهد و برای ترغیبش وقت بگذارد.

** شما فقط در فصل یک سریال حضور دارید یا اینکه در فصل دو نیز با آرش معیریان همکاری داشتید؟

-نه اتفاقا در فصل دو حضور بسیار چشم گیری دارم. وقتی فصل یک تمام می شود ما به جایی می رسیم که خواه ناخواه اثر ناگزیر از تعقیب سرنوشت شخصیت جاوید است. در نتیجه افتخار همکاری با آقای معیریان را هم پیدا کردم و تا پایان داستان هم در خدمت مخاطبان خواهم بود.

هنر و رسانه
                                        
                                    
                                        
                                             / 
                                        
                                        
                                            
                                                رادیو و تلویزیون

** همکاری با دو کارگردان در یک سریال برایتان سخت نبود؟

-آقای امینی را به عنوان یک استاد بی بُر و برگرد دوست دارم. آقای معیریان هم در این کار مرا شگفت زده زد و این را به خودش هم گفتم و فرد توانا و کاربلد است. معمولا نامشان را با سینمای پیوند خورده دیده بودم و آن جنس سینما را دوست نداشتم و واهمه این را داشتم که دوست نداشتن آن جنس از سینما از خود او برآمده باشد اما تجربه فصل دو بیگانه ای با من است به من ثابت کرد که این سو تقدیر است که سینمای معیریان این کیفیت مورد نظر من را پیدا کرده است. سرعت بالا و کیفیت خوب کارگردانی شان را واقعا قبول دارم. من که در این سریال بسیار از همکاری با او لذت برده و آموختم و امیدوارم این دوستی و همکاری ادامه هم پیدا کند.

** شما در بخش نمایش های رادیویی هم فعالیت دارید. این روزها کار رادیو انجام می دهید یا به خاطر کرونا کمتر به رادیو می روید؟

-کمتر می روم اما در این مدت هیچوقت رابطه ام با رادیو قطع نشده است. اصولا حدود ۶ سال پیش پایه گذار جریانی در رادیو شدم به نام کتاب شنیداری در رادیو نمایش و بعد از مدتی برنامه ای با نام «زورق خیال» به صورت روز پخش در رادیو نمایش راه اندازی کردیم. به این صورت که هر روز یکربع داستان های مختلف ایرانی و معاصر جهان را برای مخاطبان می خوانم. بنابراین در تمام این ایام پخش این برنامه متوقف نشده است و حتی در این یکساله شیوع کرونا، با رعایت پروتکل های بهداشتی این برنامه را به آنتن رساندیم و مهم ترین دستاورد این برنامه آشتی دادن بسیاری از مخاطبان با داستان خوانی است و این از بازخوردهایی است که از مخاطبان گرفتم و ماهی یک بار هم نمایشی به عنوان کارگردان تولید کردم و پخش شده است.

الان هم مشغول پیش تولید سریال نمایشی به نام «چشم روشن ماه» برای رادیو هستم که براساس داستان های کهن ایرانی طراحی شده است و امیدوارم به زودی مجموعه ای از بچه های بازیگر را دور هم جمع کنم تا بتوانیم این سریال را در ۱۰ قسمت به تولید برسانیم.

هنر و رسانه
                                        
                                    
                                        
                                             / 
                                        
                                        
                                            
                                                رادیو و تلویزیون

** فکر می کنید نمایش های رادیویی هنوز هم برای مخاطب جذابیت دارد و مخاطب خود را دارد؟

-نمایش های رادیویی هنوز مخاطب خودش را دارد. برای مخاطبان تخصصی خودش که خیلی جذاب است اما اینکه به تعداد مخاطبانش افزوده می شود یا نه محصول عملکرد ما، مدیریت فرهنگی و همه مواردی است که می تواند در جذب مخاطبان یا فراری دادن شان سهیم باشند. هنوز هم مثل جهان و هم نظر با تمام نظریه پردازان جدی جهان معتقدم نمایش رادیویی جایگاه والاتری حتی در آینده خواهد یافت به دلیل های مختلفی که در این مقال نمی گنجد و به خاطر سهولت دسترسی به آن جزو گزینه های جدی بشر آینده خواهد بود.

به گزارش فارس، سریال «بیگانه ای با من است» به کارگردانی احمد امینی و آرش معیریان و تهیه کنندگی بهروز مفید و بازی شبنم قلی خانی،‌ایوب آقاخانی،‌نگار عابدی، پژمان بازغی، سامرند معروفی، مرحوم پرویز پورحسینی، پوراندخت مهیمن، سوگل طهماسبی هر شب از شبکه دو سیما پخش می شود.

انتهای پیام/

ایوب آقاخانی: چمرانی را به شما نشان می‌دهم که نمی‌شناسید

فارس: ایوب آقاخانی کارگردان نمایش «تکه‌های سنگین سرب» در ارتباط با این نمایش گفت: در این نمایش سعی کردم شخصیت چمران را از نقطه صفر به مخاطبان نشان دهم و معتقدم با نمایش «تکه‌های سنگین سرب»، در حد توانم به مخاطبان ژانر دفاع مقدس اضافه خواهم کرد.

ایوب آقاخانی: چمرانی را به شما نشان می‌دهم که نمی‌شناسید

ایوب آقاخانی از آن دسته بازیگران تئا‌تر است که توانسته اغلب آثار خود را در مقام کارگردان به روی صحنه ببرد. او که از بیست سال پیش با تاسیس گروهی به نام «پوشه» در کنار دوستانش به فعالیت حرفه‌ای در عرصه تئار کشور پرداخته است، موفق به تولید آثار متنوعی شده است؛ آثاری که دغدغه مشترک همه آن‌ها بررسی مسائل اجتماعی روز است، البته از زاویه نگاه متفاوت.

آقاخانی این بار بعد از پشت سرگذاشتن تجربه نگارش نمایشنامه «کابوس شب نیمه آذر» که به طور مستند به زندگی شهید احمد کشوری پرداخته بود، برای ادامه فعالیت خود به سراغ زندگی شهید مصطفی چمران آمده است و زندگی او را با‌‌ همان دغدغه‌های اجتماعی خود و از زاویه‌ای متفاوت اما مستند، در قالب نمایش «تکه‌های سنگین سرب» روایت کرده است. دپای صحبت‌های ایوب آقاخانی نشستیم تا با او در مورد این نمایش و دلایل ساخت آن صحبت کنیم.

*پیچیدگی شخصیت چمران برای درام بسیار جذاب است

-چرا تصمیم گرفتید به سراغ سوژه‌ای همچون شهید چمران برای تولید یک اثر نمایشی بروید؟

شخصیتی مثل شهید چمران علاوه بر تاثیرات فراوانی که در تاریخ جنگ تحمیلی داشته است، به خاطر ویژگی‌های شخصیتی منحصر به فردش یکی از درامیک‌ترین شخصیت‌های موجود در تاریخ جنگ ما محسوب می‌شود. چرا که چمران جز معدود افرادی در تاریخ جنگ تحمیلی است که هم تحصیلات علمی بالایی دارد و هم مبارزات خود را از قبل از پیروزی انقلاب آغاز کرده است و این نشان‌دهنده پیشینه روحی او قبل از آغاز جنگ است که می‌توان در شخصیت او چندین لایه فکری پیچیده را دید و این برای درام بسیار جذاب است.

*نسل جوان ما از نام «کشوری» به یاد یک مجموعه ورزشی و از نام «چمران» به یاد اتوبانی در تهران می‌افتد!

نسل ما نسلی بود که ‌نتوجوانی‌اش را در دوره جنگ در حالی سپری کرد که فرماندهانی چون چمران یک به یک شهید می‌شدند و حالا در مقام یک معلم با نسلی مواجه است که اساسا جنگ را ندیده و لمس نکرده است. من در دانشگاه دانشجویانی دارم که متولد دهه هفتاد هستند و هیچ‌شناختی از چهره‌های بزرگ دفاع مقدس ندارند. آن‌ها زمانی که نام شهید کشوری را می‌شوند، به یاد یک مجموعه ورزشی می‌افتند و زمانی که اسم شهید چمران را می‌شوند به یاد یکی از اتوبان‌های تهران!

پس در شرایط فعلی وظیفه افرادی مثل من آن است که فارغ از اینکه به وظیفه هنری خود می‌پردازیم، باید تصویری درست از قهرمانان دوران جنگ را به نسل جوان نشان دهیم تا نسل جدید فراموش نکند که برای رسیدن به آرامش امروز به روی شانه‌های چه بزرگانی ایستاده است.

*گروهی چمران را فقط برای خود می‌دانند! / نباید با این خط‌کشی‌ها هنرمندان را از چمران دور کرد

-اغلب افرادی که تصمیم می‌گیرند به سراغ کار بر روی سوژه‌های این چنینی بروند، با دو نگرانی اصلی روبرو هستند که یکی انتقادات تند و تیز گروهی از اهالی هنر و حتی مردم نسبت به ضعف‌های احتمالی این آثار است و دیگری پرهیز از نمایش شخصیت این افراد بزرگ به شکلی آرمانی و دست نیافتنی است. برای دوری از این حواشی چه فکری کرده‌اید؟

 بدون شک برای وارد شدن به این عرصه نمی‌توان به این موضوعات توجه نکرد. ولی من سعی کردم نسبت به آن‌ها نگرانی زیادی نداشته باشم. چون من به عنوان یک هنرمند عرصه تئا‌تر سعی می‌کنم به دنبال دغدغه‌های شخصیم در ارتباط با محیط پیرامون خود بروم. در نتیجه همواره سعی کردم که از این افراد و جریانات بهانه‌جو دوری کنم.

البته می‌دانم که هرکاری ممکن است موافقین و مخالفینی داشته باشد و علاوه برآن زمانی که به سراغ شخصیت‌های معاصرمان می‌رویم، هم تعداد این موافقین و مخالفین افزایش می‌یابد و هم تعصب بر موضوع بیشتر می‌شود. من همواره از این موضوع متاسف بودم که عده‌ای خود را نسبت به افرادی چون چمران صاحب حق می‌دانند و زمانی که اسم او برده می‌شود، احساس می‌کنند که چمران فقط برای آن‌هاست. ولی من معتقدم که چمران یک چهره ملی معاصر است که نباید با این گونه خط کشی‌ها دیگران را از نزدیک شدن به شخصیت او دور کرد.

*چمران من فرازمینی نیست/ آسیب تئا‌تر دفاع مقدس از ایدئولوژی زدگی

من تمام تلاشم را کردم از شهید چمران شخصیتی را به نمایش بگذارم که در حقیقت شخصیت واقعی او بود و سعی نکردم او را یک شخصیت فرازمینی نشان دهم. فکر می‌کنم آسیبی که به تئا‌تر دفاع مقدس ما نیز وارد شد از ناحیه همین موضوع باشد، یعنی آن قدر آثار تولید شده در این عرصه سطحی و شعاری شده‌اند که به جای آنکه از آثار تولید شده در این عرصه بتوانیم به جلب مخاطب برسیم، تنها باعث دلزدگی مخاطبان از حجم بالای ایدئولوژی مطرح شده در این آثار شده‌ایم. باور کنید که این یک ضد تبلیغ است که در حوزه دفاع مقدس افراد را به نحوی نشان دهیم که نمی‌توان به آن‌ها دست پیدا کرد. ولی مطمئن باشید در «تکه‌های سنگین سرب» چمرانی را به شما نشان خواهم داد، که شما او را به عنوان یک انسان و نه یک قدیسه درک کنید.

اگر چهره‌هایی همچون چمران را غیرقابل دسترس نشان دهیم آنگاه در طولانی مدت به بن بست فکری خواهیم رسید. چون این باور در نسل جدید ما ایجاد خواهد شد که دیگر افرادی همچون چمران با این حجم از ایثار و از خودگذشتگی پیدا نخواهند شد، پس ما هم نمی‌توانیم مثل او باشیم.

*نمایش چمران در خارج از محیط جنگ برای تمرکز بر لایه‌های شخصیتی او

-شهید چمران در زندگی شخصی خود فراز و فرودهای بسیاری داشته است که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به یک نمایشنامه را دارد. چرا شما بیشتر به این بازه زمانی خاص از زندگی او پرداخته‌اید؟     

من از‌‌ همان ابتدا قصدم این بود که چمران را خارج از محیط جنگی معرفی کنم تا بتوانم بر روی لایه‌های مختلف شخصیتی او تمرکز کنم و آن‌ها را به دقت بررسی کنم. وجوهی که من در این نمایش انتخاب کردم نمایی متفاوت از زندگی و شخصیت یک مرد جنگی است. چون یکی از اصول ساخت چهره‌های ماندگار در آثار دراماتیک استفاده از شخصیت‌هایی است که در درون خود تناقضات بسیاری دارند و در این نمایش سعی شده تا از این اصل براساس مستنداتی که در مورد شخصیت چمران وجود دارد، استفاده شود. من یقین دارم که مخاطبین این نمایش بعد از دیدن آن حتی اگر از اثر راضی هم نباشند، نمی‌گویند که با دیدن این اثر وقتمان تلف شد.

* چمرانی را به شما نشان می‌دهم که نمی‌شناسید

-پیش از این نمایش، تنها فیلم سینمایی «چ» در مورد شخصیت شهید چمران ساخته شده است. نظرتان در مورد این فیلم چیست؟

در ارتباط با این فیلم باید بگویم که بعد از دیدن آن ناراحت شدم که چرا با وجود آنکه سینما به لحاظ سخت افزاری برای نمایش این گونه چهره‌ها بسیار توانمند‌تر است ولی زمانی که به سراغ چمران می‌رود، از شخصیت او نکته خاصی را به مخاطبش نشان نمی‌دهد. در واقع این فیلم بیشتر به موقعیتی می‌پردازد که چمران در آن نقش داشته است و نه خود شخصیت او. البته من نمی‌خواهم ارزش‌های فیلم «چ» آقای حاتمی کیا را زیرسوال ببرم چون آن اثر نیز ارزش‌هایی دارد که با نمایش ما قابل مقایسه نیست و اصولا آن اثر در یک قالب بود و نمایش ما در یک قالب دیگر.

من در این اثر سعی کردم یک شخصیت بزرگ را به مخاطبی که با آن بیگانه است نشان دهم به شکلی که مخاطب نمایش ما بعد از تماشای آن می‌تواند با اطلاعات قابل اعتنایی در مورد شهید چمران از سالن خارج شود. اتفاقی که به نظر من در فیلم سینمایی «چ» به وقوع نپیوست. البته به نظرم در آن فیلم، کارگردان بر روی داشته‌های ذهنی مخاطب از شخصیت چمران حساب کرده بود در حالی که در نمایش «تکه‌های سنگین سرب» من چمرانی را به شما نشان می‌دهم که نمی‌شناسید و شخصیت چمران را از نقطه صفر به مخاطب نمایشم نشان می‌دهم.

*پیام دهکردی تنها گزینه من برای ایفای نقش چمران بود/ تفسیر هنرمندانه خود را از چمران داریم

– گاهی وقتی بازیگری می‌خواهد در چنین نقش‌هایی حضور پیدا کند، کارگردان از او می‌خواهد که ادای شخصیت اصلی را دربیاورد و در گاهی موارد نیز می‌خواهد که بازیگر خودش باشد. شما از پیام دهکردی خواستید که چگونه نقش شهید چمران را ایفا کند؟ و آیا گزینه‌ای غیر از او برای این نقش داشتید؟

من از لحظه اولی که نگارش نمایشنامه این کار را آغاز کردم، برای بازیگر نقش شهید چمران فقط به آقای پیام دهکردی فکر کردم و از‌‌ همان ابتدا از او خواستم که در هرزمانی که شرایط به روی صحنه آمدن این نمایش فراهم شد، با ما همکاری کند. البته با وجود اینکه این روز‌ها شرایط خوبی برای اجرا نداشت ولی روی قولی که به من داده بود، ایستاد و در این نقش حاضر شد.

در این نمایش روی نزدیک شدن چهره دهکری به چهره اصلی شهید چمران بسیار اصرار داشتم ولی در نوع بازی و منش بازیگرانه او به هیچ وجه نخواستم که شبیه چمران باشد. چون ما در واقع تفسیر هنرمندانه خود را از چمران داریم ولی از طرف دیگر نمی‌خواهم مخاطب با دیدن چهره چمران، تعجب کند و بگوید که این چمران نیست، به همین خاطر بر شباهت ظاهری تاکید زیادی داشتم. اما در مورد شخصیت دوم داستان با اینکه یک شخصیت مستند است ولی در مورد او فقط سعی کردیم که به طور کلی ویژگی‌های شخصیت واقعی (همسر دوم شهید چمران) را داشته باشد.

*تاریخ مصرف نگاه هیجانی به جنگ اواخر دهه ۶۰ بود

-بسیاری از کارگردانان شناخته شده زمانی که تصمیم به تولید اثری در حوزه دفاع مقدس می‌گیرند، با مخالفت‌هایی روبرو می‌شوند که در بعضی موارد آن‌ها را وادار می‌کند که برای اقناع این مخالفین، در اثر خود چند حرکت شعاری را نیز جای دهند. شما تا چه حد از این نگاه تاثیر گرفته‌اید و در اثرتان وادار به شعار دادن شدید؟     

به نظرم مهم نیست که در یک اثر شعار وجود داشته باشد یا نه، بلکه آن چیزی که مهم است پرهیز از حرکت‌های سطحی در تولید این گونه آثار است. حتی ممکن است در یک اثر شعار هم وجود داشته باشد ولی حرکت آن در جهت معرفی عمقی شخصیت‌های این داستان‌ها به مخاطبان باشد.

هرچند عده‌ای هستند که همواره دوست دارند فقط مخاطب خود را هیجان زده کنند در حالی که ‌‌نهایت تاریخ مصرف این نگاه مربوط به اواخر دهه ۶۰ است. البته این نگاه در همه جای دنیا در زمان وقوع اتفاقاتی خاص همچون انقلاب و یا جنگ وجود دارد که در جهت همراه کردن جامعه با شرایط مورد نظر در آن مقطع حساس است و از ضرورت‌های ساختاری یک جامعه پویا محسوب می‌شود. پس این موضوعی مورد قبول است که در چند سال آغازین جنگ تحمیلی آثاری به روی صحنه بروند که روحیه میهن پرستی جوانان را تهیج کند ولی زمانی که جنگ تمام شد نباید همچنان به‌‌ همان زاویه به این مسئله نگاه کرد، چون دیگر فایده‌ای برای جامعه ندارد. بنابر همین نظر من نیز سعی کردم در این اثر از شعار دادن و ایجاد حس هیجانی در مخاطب پرهیز کنم.

* بعد از پایان جنگ تولید آثار هیجانی حماقت است/برای تولید تئا‌تر دفاع مقدسی باید تحلیل داشت

به نظر من بعد از پایان جنگ تولید آثار هیجانی حماقت است ولی تولید آثار تاریخی به معنی مستندنگارانه و آثاری که از زاویه تحلیلی نسبت به جنگ نگاه می‌کنند، بهترین گزینه برای تولید آثار دفاع مقدسی در این دوران است. این در حالی است که در تئا‌تر فعلی ما بیشتر آثاری تولید می‌شود که می‌خواهد با تهیج مخاطب او را با جنگ همراه کند؛ اما این کار اشتباهی است چون مخاطب ما از‌‌ همان ابتدا با جنگ همراه بوده است و در حال حاضر باید به این موضوع پرداخت که ما چگونه توانستیم در این جنگ نابرابر پیروز شویم و از این زاویه به موضوع نگاه کنیم.

به نظرم زمانی که افکارمان را به سمت بررسی این موضوع ببریم، ناخودآگاه نگاه ما به سمت چمران و کشوری و دیگر شهدای کشور می‌چرخد. در غیراین صورت اگر می‌خواستیم با محاسبات ریاضی و ظاهری به این موضوع نگاه کنیم، جنگ ما در زمانی بسیار کوتاه باید به سود عراق پایان می‌یافت، اما این گونه نشد. پس نمی‌توان نسبت به این موضوع تحلیل نداشت و گفت که من می‌خواهم فقط با یک نگاه هنرمندانه به این موضوع بپردازم. چرا که اگر بخواهیم فقط با فرستادن چند نفر به روی صحنه و تکان دادن پرچم و پخش موسیقی‌های هیجان انگیز یک اثر دفاع مقدسی تولید کنیم، به نظرم دست به یک کوشش بیهوده زده‌ایم.

* با «تکه‌های سنگین سرب» به مخاطبان ژانر دفاع مقدس اضافه خواهم کرد

-گروهی معتقدند ژانر دفاع مقدس در عرصه آثار نمایشی تبدیل به یک ژانر از پیش شکست‌خورده شده است. نظر شما در این رابطه چیست؟     

من نیز این سخن را شنیده‌ام. انتقادی که این ژانر را همواره از پیش شکست خورده می‌داند چون تعداد زیادی از مخاطبانش را به واسطه تولید آثار سطحی از دست داده است ولی من معتقدم با نمایش «تکه‌های سنگین سرب»، در حد توان و شعور خودم به مخاطبان ژانر دفاع مقدس اضافه خواهم کرد. چرا که در این نمایش با داستانی عاشقانه از یک شخصیت دوران جنگ آشنا می‌شود که اتفاقا داستانی واقعی است. البته متن این نمایشنامه به سلیقه من نوشته شده است ولی اصل وقایع این داستان در تاریخ موجود است.

*آثار غربی تولید شده در مورد جنگ جهانی همچنان موفق هستند، چون طراوت و تازگی دارند

-یعنی شما معتقدید که هنوز در ژانر دفاع مقدس می‌توان تولید اثر کرد؟

بله. من از هنرمندانی که فکر می‌کنند دیگر حرفی برای گفتن در حوزه دفاع مقدس نمانده است، دعوت می‌کنم تا «تکه‌های سنگین سرب» را ببینند؛ چون بدون شک نگاه‌شان نسبت به این موضوع عوض خواهد شد. البته نمی‌خواهم بگویم که اثر من یک نمایش فوق العاده است بلکه می‌خواهم بگویم آن زاویه‌ای که این دوستان از آن به ژانر دفاع مقدس نگاه می‌کنند، دیگر حرفی برای گفتن ندارد، چون این زاویه فقط براساس تکرار یک الگوی ثابت و مشخص به تولید آثار دفاع مقدسی نگاه می‌کند ولی اگر واقعا به این ژانر به عنوان یک ماده خام قابل قوام یافتن نگاه کنیم، آن‌گاه با زاویه‌های مختلف و جدیدی روبرو خواهیم شد.

باید قبول کرد که غربی‌ها بعد از گذشته این همه سال هنوز می‌توانند در مورد جنگ جهانی فیلم بسازند و با استقبال مخاطب نیز روبرو شوند، چرا که سعی کردند به آثار خود طراوت و تازگی ببخشند ولی اگر آن‌ها نیز می‌خواستند فقط در یک مسیر تکراری حرکت کنند، دیگر نمی‌توانستند به این موفقیت‌های بزرگ برسند.

* «تکه‌های سنگین سرب» را یکی از بهترین کارهای خودم می‌دانم

در طول این بیست سالی که در قالب گروه تئا‌تر پوشه در این عرصه فعالیت می‌کنم، هیچ اثری را تولید نکرده‌ام که نتوانم از آن دفاع کنم. البته شاید عده‌ای این آثار را نپسندند ولی من همه آن‌ها را دوست دارم و البته باید بگویم که نمایش «تکه‌های سنگین سرب» را یکی از بهترین کارهای خودم می‌دانم. چرا که به لحاظ ظرافت در نمایشنامه نویسی یکی از بهترین کارهای من است چون برای آن تحقیقات زیادی کرده‌ام و دقیقا دست بر روی نقطه‌ای گذاشته‌ام که تا به حال هیچکس به آن نپرداخته است. علاوه بر آن زاویه‌ای را برای روایت این داستان انتخاب کرده‌ام که برای مخاطب امروز نیز جذاب است حتی آن‌ها که دوران جنگ را لمس نکرده‌اند.

در واقع این نمایشی است که روی لحظه به لحظه آن کار شده است و جز آن دسته از آثار من است که به صورت مینیاتوری روی آن کار کرده‌ام که امیدوارم این تلاش در ذهن مخاطب ما هم ماندگار شود.

*به سراغ حمایت نهاد‌ها نرفتم، چون نمی‌خواستم «تکه‌های سنگین سرب» مصادره شود

-دولتی بودن از جمله برچسب‌هایی است که به هنرمندان فعال در این عرصه چسبانده می‌شود. آیا این اتفاق برای شما هم پیش آمده است؟

این اتفاق هنوز برای من پیش نیامده است ولی احتمالا پیش می‌آید. البته من از آن ابایی ندارم؛ چون «تکه‌های سنگین سرب» یک نمایش کامل است که با حمایت انجمن هنرهای نمایشی ایران و اداره کل هنرهای نمایشی تولید شده است و در آن هیچ‌ حقوقی خارج از عرفی برای ما وجود ندارد.

از‌‌ همان ابتدا به سراغ جلب حمایت از هیچ نهادی نرفتم. تجربه «کابوس شب نیمه آذر» که پسر شهید کشوری با متن من آن را کارگردانی کرد، به من اثبات کرد که بهتر است به سراغ جذب حمایت مالی نروم. چرا که احساس می‌کنم جلب حمایت برخی از این نهاد‌ها باعث شود اثر من نیز شبیه به آثاری شود که خودم به آن‌ها انتقاد دارم و در واقع نمی‌خواهم «تکه‌های سنگین سرب» مصادره شود.

*با تمام قلبم نسبت به شهدا و جانبازان احساس احترام می‌کنم

-به نظرتان واکنش اهالی تئا‌تر نسبت به این اثر چه خواهد بود؟ آیا از اینکه به خاطر پرداختن به چنین موضوعی از صحنه تئا‌تر کنار گذاشته بشوید، نمی‌ترسید؟

شاید از نظر بسیاری از دوستانم فردی مثل من نتواند که اثری با این موضوع تولید کند ولی باید بگویم که نظر این افراد اصلا برای من اهمیتی ندارد. چون من تا ابد خود را مدیون افرادی که در جنگ مجروح و شهید شدند، می‌دانم. چون تلاش آن روز این افراد باعث شده که من بتوانم امروز در آسایش در حوزه تئا‌تر کار کنم. من با تمام قلبم نسبت به این افراد احساس احترام می‌کنم. آن‌ها جایی رفتند که می‌دانستند شاید دیگر هیچ‌گاه برنگردند درحالی که من جرات انجام چنین کاری را ندارم. این افراد بدون اینکه به پشت سر خود نگاه کنند وارد این راه شدند تا همه ما امروز بتوانیم راحت زندگی کنیم.

*تولید نمایشی در مورد ۱۷۵ شهید غواص برنامه آینده آقاخانی    

به همین خاطر است که چند وقتی می‌شود که ذهنم به سوی تولید آثاری در مورد شهدای شاخص براساس مستندات می‌رود. برای نمونه قبل از این کار،نمایش «کابوس شب نیمه آذر» را در مورد شهید احمد کشوری به روی صحنه بردم و بعد از نمایش «تکه‌های سنگین سرب» دوست دارم در مورد تراژدی ۱۷۵ شهید غواص اثری را تولید کنم.اگر به این موضوع بپردازم، می‌توانم با خیال راحت بگویم من دین قلمم را به این شهدا، ادا کرده‌ام و توانستم یک سه گانه را بر اساس مستندات باقیمانده از جنگ به روی صحنه ببرم. البته من پیش از این نیز در مورد جنگ نمایش‌هایی را به روی صحنه برده بودم ولی هیچکدام مستند نبودند. برای مثال نمایش‌های «فصل خون» و «آسمان و زمین» را در کارنامه دارم که هردو براساس جنگ بودند ولی جنبه مستند نداشتند.

کلمات کلیدی

رادیو , تلویزیون , سریال , خانواده

بیوگرافی کامل ایوب آقاخانی و همسرش |بررسی آثار+ تصاویر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا