مجله زندگی

معرفی رمان درک یک پایان اثر جولین بارنز

معرفی رمان درک یک پایان اثر جولین بارنز

کتاب درک یک پایان با عنوان اصلی The Sense of an Ending رمانی از جولین بارنز است که در سال ۲۰۱۱ برنده جایزه بوکر شد. بارنز قبلا سه بار، در سال‌های ۱۹۸۴، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۵ به لیست نهایی نامزدهای جایزه بوکر راه پیدا کرده بود اما موفق به دریافت آن نشد.

معرفی رمان درک یک پایان اثر جولین بارنز

«درک یک پایان» آخرین اثر بارنز است که علاوه بر جایزه «من بوکر»، جایزه ادبیات فرانسه را هم نصیب خود کرد و چندین هفته در فهرست پرفروش ترین های نیویورک تایمز بود.

تونی وبستر مردی است که زندگی اش را همان گونه که بوده و هست، پذیرفته است. کار و بازنشستگی اش، ازدواجش و طلاقی دوستانه؛ اما او هم مانند بسیاری از آدم هایی که می شناسیم و البته خود ما، جوانی اش را درون خودش نگه داشته و به سالمندی رسیده است. مهم ترین واقعه عمرش دوستی با پسری به اسم ایدریئن فین است. پسری تیزهوش، مستعد آفریدن فاجعه و مرید آلبر کامو. ما زمانی با وبستر روبه رو می شویم که چهل سال از دوران دبیرستانش و زمان آشنایی اش با این پسر گذشته است. زمانی که دفترچه خاطرات ایدریئن طبق وصیت نامه ای به تونی واگذار شده تا او را برای بازخوانی زندگی گذشته خودش برانگیزد و به سال های نوجوانی و جوانی و داستان عاشقانه ای فراموش شده ببرد.

شاید تا به حال برایتان پیش آمده باشد که با گذشت زمان خاطره ای خاص به جای این که برایتان کمرنگ شود، بسیار پررنگ تر و زنده تر از قبل باشد و حتی آنقدر ذهنتان را به خود مشغول کند که از دنیای کنونی پیرامونتان جدا شوید. اگر چنین احساسی را تجربه کرده باشید با آنچه بارنز در این اثر تاثیرگذار و انسانی می گوید، بیگانه نخواهید بود.

کتاب درک یک پایان به طور کلی با درون مایه «قضاوت ناآگاهانه» و «پیش داوری» است. برای همین پیشنهادی عالی است برای کسانی که دوست دارند یاد بگیرند جهان را از زاویه دید افراد دیگر ببینند و درک کنند. اگر هم به خواندن رمان و داستان علاقه دارید، پیشنهاد می کنیم حتما این رمان را بخوانید. همچنین در این نسخه، حدود ۵۰ صفحه مصاحبه با جولیان بارنز هم در انتهای کتاب آمده، پس اگر از داستان های این نویسنده خوشتان آمده، بخش پایانی این کتاب برای شماست.

داستان با روایت بازیگوشی ها و دوستی های چهار نوجوان آغاز می شود. یک گروه دوستی که ساعت های مچی خود را جوری می بندند که صفحه ی آن به داخل مچ بیفتد و به این شیوه دوستی شان با یکدیگر و تمایزشان با دیگران را نمایش می دهند. جالب اینجاست که بعد از چهل سال، وقتی از زبان تونی وبستر – شخصیت اصلی داستان – مرور خاطرات آن سال ها را می شنویم، هنوز این گلایه در ذهن او پررنگ است که آدریان، هرگز این کار را نکرد. رابطه ی عاشقانه ای که سالها پیش به پایان رسیده و امروز تونی در خانه ی ورونیکا – همان دوست قدیمی – بخشی از دفترچه ی یادداشت آدریان را می خواند. نوشته ی کسی که ساعت مچی اش را برعکس بقیه می بست؛ در ضمن این در نگاه تونی تنها جرمش نیست. شاید جرم سنگین ترش رقابت عاشقانه با او در دوستی با ورونیکاست. هنوز هم تونی وقتی عکسی قدیمی را می بیند که در آن، صورت ورنیکا نه به سمت او و نه به سمت دوربین، بلکه به سمت آدریان چرخیده، احساس هایی تلخ در او شکل می گیرد. به همه ی این ماجرا این را اضافه کنید که آدریان خودکشی کرده و دفترچه هم بر خلاف آنچه انتظار دارید، در تمام این مدت در اختیار ورونیکا نبوده؛ بلکه در اختیار مادر او بوده و اکنون به این جوانان جا مانده از جوانی به ارث رسیده است. برای جولین بارنز بسیار مهم است که گذشته را به هر شکلی که می تواند زیر سوال ببرد و از هر فرصتی برای اشاره به این دیدگاه استفاده می کند. بارنز روایت خود را ادامه می دهد و در نهایت به درک حس پایان می رسد: حسی که دیگر، حتی فرصتی برای اختراع مجدد گذشته و ساختن روایت های تازه از آنچه روی داده نداری. فقط باید بایستی و غرق در ناآرامی، همه ی آن چه را در گذشته انجام داده ای مرور کنی.

جولیان پاتریک بارنز نویسنده و منتقد ادبی انگلیسی است. او در 19 ژانویه سال 1946 در یک خانواده ی فرهنگی به دنیا آمد و از کالج مگدالن آکسفورد در سال 1968 فارغ التحصیل شد. او به مدت سه سال فرهنگ-نویس واژه نامه ی انگلیسی آکسفورد بود و بعد از آن در نیو استیتسمن و آبزرور نقد می نوشت. او دل بسته ی ادبیات فرانسه و عاشق «فلوبر» است. در سال ۲۰۱۱ میلادی، کتاب وی به نام درک یک پایان برنده ی جایزه ی ادبی من بوکر شد. او در همین سال جایزه ی ادبی دیوید کوهن را به پاس یک عمر فعالیت و دستاورد ادبی دریافت کرد. سه کتاب دیگر او هم پیش از آن نامزد جایزه من بوکر شده بودند: طوطی فلوبر (۱۹۸۴)، انگلیس، انگلیس (۱۹۹۸) و آرتور و جرج (۲۰۰۵). او همچنین تحت اسم مستعار دن کاوانا (به انگلیسی: Dan Kavanagh) چندین رمان جنایی هم نوشته است. علاوه بر رمان، بارنز چندین مجموعه مقالات و داستان کوتاه هم منتشر کرده است.از جمله کتاب های او می توان به دیار مترو (1980)، درک یک پایان، قبل از آشنایی او با من (1982)، درباره اش حرف بزنیم، مجموعه داستان عبور از کانال، چیزی برای ترسیدن وجود ندارد (2008)، هیاهوی زمان و… اشاره کرد.

من در زمان به سر می بریم – زمان ما را در خود می گیرد و شکل می دهد – اما من هیچ گاه احساس نکرده ام که زمان را چندان خوب می فهمم. و مقصودم نظریه های مربوط به چگونگی پیچش و بازگشت زمان، یا امکان وجود آن به شکل های موازی در جای دیگر نیست. نه، منظورم زمان عادی ست، زمان روزمره، که به شهادت ساعت دیواری و ساعت مچی ما، منظم می گذرد؛ تیک تاک، تیک تاک. چیزی موجه تر از عقربه ثانیه شمار سراغ دارید؟ و با وجود این، کوچک ترین لذت یا کوچک ترین درد کافی ست تا انعطاف پذیری زمان را به ما بیاموزد. برخی هیجان ها به زمان شتاب می بخشند، بعضی آن را کُند می کنند؛ و گاه نیز زمان گویی غیبش می زند. (کتاب درک یک پایان – صفحه ۳)

آموزگاران و پدر و مادران به نحوی آزارنده پیوسته به ما یادآور می شدند که آنها هم روزگاری جوان بودند، از این رو به آنچه می گویند اطمینان دارند. اصرار می ورزیدند که نوجوانی صرفا برهه ای از زندگی ست. این دوره را پشت سر می گذارید؛ زندگی واقعیت و واقع نگری را یادتان می دهد. (کتاب درک یک پایان – صفحه ۱۳)

من سخت معتقدم که همه ما به نحوی آسیب می بینیم. چه طور ممکن است نبینیم، مگر این که دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستانِ بی عیب و نقص داشته باشیم. و بعد می رسیم به مسئله ای که اساس کار است، یعنی واکنش ما در برابر آسیب: آن را اعتراف می کنیم یا پیش خود نگه می داریم، و این در رفتار ما با دیگران چقدر اثر می گذارد؟ بعضی ها آسیب را اعتراف می کنند، و سعی می کنند آن را تخفیف دهند، بعضی زندگی شان را وقف یاری به آسیب دیدگان دیگر می کنند؛ و سرانجام هستند کسانی که تمام توان شان را در این راه خرج می کنند که، به هر قیمت شده، دیگر آسیب نبینند. و اینها افراد بی رحمی می شوند که باید مراقب شان بود. (کتاب درک یک پایان – صفحه ۵۱)

پا که به سن می گذارید، انتظار کمی آسایش دارید، نه؟ فکر می کنید استحقاقش را دارید. به هر حال، من این جور فکر می کردم. ولی بعد می فهمید که زندگی پاداش شایستگی سرش نمی شود. (کتاب درک یک پایان – صفحه ۶۷)

ظاهرا یکی از تفاوت های جوانی و سالمندی این است که وقتی جوانیم آینده های مختلفی برای خود اختراع می کنیم، و وقتی پیر می شویم، گذشته های مختلفی برای دیگران. (کتاب درک یک پایان – صفحه ۹۲)

هرچه بیشتر می آموزی، کمتر می هراسی. «آموختن» نه به مفهوم تحصیل دانشگاهی، بلکه به معنای شناختن عملی زندگی. (کتاب درک یک پایان – صفحه ۹۴)

نویسنده: جولین بارنز

ناشر: نو

تعداد صفحات: 212

منبع

معرفی رمان درک یک پایان اثر جولین بارنز
saednews.com

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا